صاعد الأندلسي
63
التعريف بطبقات الأمم
اسلامى از فرهنگهاى ديگر نيز پرده برداشته است . « 1 » البتة تأثيرپذيرى فرهنگ اسلامى از فرهنگ يوناني با اينكه از سوى برخى از عالمان اسلام با هجومى خشن روبرو شده ، مورد انكار قرار نگرفته است ونيز گذار فرهنگ يوناني از خلال مسيحيت بيزانسى به جهان اسلامى ، مانند تأثيرگذارى فرهنگ إيراني با احتياط پذيرفته شده است وحتّى در اين مورد أخير يك گزارش يوناني نيز در نزد عالمان مسلمان معروف بوده است ، مبنى بر اينكه إسكندر مقدونى پس از حمله به إيران ، علوم ايرانيان را به سرزمين يونان انتقال داده است ولى پيوسته انديشهء رايج برخى از سرخيلان فكرى اسلامى تا پيش از قاضى صاعد نيز بر اين اعتقاد استوار بوده است كه هنديان در أصل بنيانگذار همه يا بيشتر علوم بودهاند وسپس از ايشان در ميان ملل ديگر انتشار يافته است . جاحظ ( 255 ق / 868 م ) ، مسعودى ( 345 ق / 956 م ) ويحيى بن عدي ( 364 ق / 975 م ) از اين سر حلقگان بودهاند . « 2 » قاضى صاعد سپس مىافزايد كه ملّت هند داراى آرمانها ونظريههاى فاضلانه ومثلهاى رايج ونتيجههاى شگفت هستند وايشان با بهرهمندى از فضيلت فرزانگى نخستين پادشاه خود ، « برهماى بزرگ » ، توانستند أصول علم نجوم ومباني رصدگرى وانديشهء تأثير اختران در پيدايش جانداران ونيز تأثير آنها را بر روى هستهء مبدأ نخستين كه از آن همهء موجودات ، هستى يافتهاند ، را كشف كنند . همچنين قاضى صاعد در جايى ديگر ، از تأثيرگذارى ديني هنديان بر روى انديشه وگرايش ديني ايرانيان ونيز از انتقال أصول علم نجوم از ايشان به مسلمانان بدين ترتيب سخن گفته است كه بوداسف پيش از ظهور زردشت آيين ستارهپرستى را از هند به إيران آورده است وأصول علم نجوم هنديان در كتابي موسوم به سندهند موجود است كه در اختيار ما قرار گرفته وجمعى از دانشمندان اسلامى از راه ورسم آن ، تبعيت كرده وآن را مورد توجّه خود قرار دادهاند .
--> ( 1 ) . بوعلوان ، تعليقات ، 18 . ( 2 ) . نك : ( جاحظ ، ثلاث رسائل ، ج . م ؛ رزنتال ، « تكنيك » ، 74 - 69 .